تبليغاتX
بی وجدان

                                  

در باب جریان روشنفکری در ایران در دهه های اخیر دو موضوع بیش از سایر موضوعها دارای اهمیت و کاربرد بوده است. دو جریان که یکی از بطن روشنفکری ظهور پیدا نموده و دیگری بوجود آمده از تحمیل عرصه ی سیاست بر این جریان بوده است.

موضوع اول موضوع  بحث برانگیز "روشنفکری دینی" است که از خود واژه گرفته تا تمامی شئون آن بحثهای بسیاری را طلبیده است. عده ای آنرا واژه ای پارادوکسیکال نامیده و از بنیاد به ستیز با آن پرداختند و عده ای نیز از آن حمایت نموده و آنرا راهگشای بن بستهای دینی و مذهبی دانسته اند.

این نوشتار قصد بازگشایی شقوق مختلف این مبحث را ندارد اما از کنار آن نیز نمی تواند بی تفاوت گذر نماید به همین دلیل چند سطری به بیان در مورد آن می پردازد.

در ابتدا باید دانست که روشنفکردینی و یا به تعبیر عده ای نواندیش دینی چه کسی است؟ و چه میخواهد؟

روشنفکر دینی کسی است که از یک سو وارث فرهنگ عظیم دینی است و از سوی دیگر ناظر به فرهنگ دنیای جدید. روشنفکر دینی کسی است که به دلیل خاستگاه دینی خود، نمی تواند از میراث دینی به طور کامل چشم بپوشد و از طرفی می داند دست کم بخشی از این میراث با ره آورد دنیای جدید همخوانی و سازگاری ندارد و دغدغه ی اوسنت و تجدد است. او می خواهد میان این سنت و تجدد رابطه ای موزون برقرار نماید و هر دو را برای جامعه ی خویش نگاه دارد.

مهمترین مسئله ای که روشنفکران دینی در پی کشف و بر طرف نمودن آن بوده اند علل عقب ماندگی مسلمانان و علت پیشرفت غربیان بوده است.

 افرادی همچون مهدی بازگان، علی شریعتی، مرتضی مطهری، مفتح،بهشتی،کدیورو سروش را در زمره ی روشنفکران دینی قرار داده اند.

اما همانطور که پیشتر گفته شد مبحث اصلی این نوشتار پرداختن به مقوله ی روشنفکری دینی نیست بلکه سعی دارد به مبحث دوم مطرح شده در این جریان بپردازد و آن "رابطه ی روشنفکر و سیاست" است.

به این منظور ابتدا به ارائه ی تعاریف مختلف واژه ی روشنفکری می پردازیم و نظر برخی از صاحبنظران را در این زمینه منعکس می نماییم تا خواننده بتواند تصویر ذهنی خود از یک روشنفکر را منسجم نماید.

سپس به بیان تاریخچه ی مختصری از روند جریان روشنفکری در ایران میپردازیم تا توانایی تحلیل اوضاع فعلی حاکم بر این جریان میسر گردد.

و در انتها به بیان رابطه ی میان روشنفکران و سیاستمداران پرداخته و نظریات گوناگون را ارائه خواهیم داد.

جهت مطالعه ی متن کامل مقاله بر روی ادامه مطلب کلیک نمایید:


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سید عماد الدین ناجی در دوشنبه سی ام دی 1387 |