با فرا رسیدن تب و تابهای انتخاباتی،در کشور ما رسم بر این است که شاهد حرفها و سخنان زیبا و دلفریب میشویم.هر بار که به نزدیکی این ایام میرسیم افراد،گروهها و احزاب طالب قدرت آنچنان دلسوز و مشفق میگردند که اشک را از دیدگان انسان سرازیر مینمایند.به یکباره تمامی قدرت نشینان و طالبان قدرت،دلسوز مردم گشته و برادر و برابر کارگر و دانشجو و کارمند و ... میشوند.به فکر کشیدن دست خود بر سر اقشار محروم جامعه می افتند.به برتر بودن مردم کشور خود اشاره میکنند و به انتقاد از نابرابریهای اجتماعی میپردازند.اجرای برخی از طرحها را بر خلاف شئون انسانی افراد جامه میدانند و حتی دلشان برای حسابهای بیت المال به سوزش می افتد.به هر حال فصول انتخاباتی در ایران را باید فصول شکوفایی دروغین احساسات و عواطف قدرت طلبان عرصه ی سیاست دانست که در این ایام متوجه این نکته میشوند که براستی خود نیز ایرانی اند و دارای هموطنانی میباشند که توجه به آنان مهمتر از هر امری است.اما باید تاسف خورد زیرا که تجربه ی چندین و چند ساله ی این افراد نشان داده که این رفتارها و ابراز احساسات سیاسی در این فصول تنها حربه ای سیاسی بوده و به معرض گذاشتن اینچنین اخلاق و رفتاری تنها به هنگام نیاز آنان به مردم و آراء و حضور آنهاست و پس از گذشتن انعام(چهار پایان)آنها از پلهای مورد نظر،دیگر این مردم دارای ارج و قرب نبوده و تنها وسیله ای برای رسیدن به اهداف قدرت طلبان بوده اند.در اینجا باید به آن جمله ی فیلسوف آلمانی،امانوئل کانت،اشاره نمود که میگوید:«وقتی سیاست اخلاقی متوقف شد،اخلاق سیاسی آغاز میگردد»البته باید توجه داشت که در این مرحله«بی اخلاقی سیاسی»نمود پیدا کرده است.مرحله ای که شیفتگان قدرت در آن اصول و موازین اخلاقی را زیر پا گذاشته و برای دستیابی به هدف هر لحظه به رنگی در می آیند و تبحر خود را فقط در ساخت شعارهای رنگین به رخ یکدیگر میکشانند.
آنانی که در لحظه های دشواری و نیاز مردم هیچگاه گوشه ی چشمی به آنان نداشته و حتی خار چشم آنان میشده اند به یکباره با چرخش به سوی این مردم،لبخندهای دروغین خود را نثار آنان میکنند و سر تعظیم فرو می آورند و هنگامی که تیر آنان با هدف برخورد نمود،دیگر کوچکترین توجه به خواسته های آنان نیز از دستور کار خارج میشود و ساخت موشک و ماهواره و تسلیحات مهمترین خواسته ی مردم تلقی میگردد.مردمی که شاید همانطور که ولی الله یوسفیه در کتاب انسان سیاسی خود میگوید،«تنها به اندازه ی انداختن یک رای حق شرکت در سرنوشت سیاسی خود رادارند» و این حق نیز بدین گونه با خدعه و نیرنگ مصرف میشود.اما به هر شکل علی رغم لزوم انتقاد از اعمال کنندگان اینچنین رفتاری،میبایست سعی خود را صرف آگاه سازی افکار عمومی نمود و بیشترین هم خود را در این زمینه مصروف ساخت تا شاید بتوان با کمک به دستیابی به بلوغ فکری و سیاسی افراد جامعه،پادزهری در قبال اینگونه رفتار مهیا نمود.

نوشته شده توسط سید عماد الدین ناجی در یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387
|