تبليغاتX
بی وجدان

فیلم سینمایی اخراجیهای ۲ با فروش چند میلیاردی و بی سابقه ی خود توانست رکوردی به یاد ماندنی را در تاریخ سینمای ایران بر جای بگذارد.اما آیا میبایست تنها با نگاهی تعجب آمیز و مبهوت به این واقعه نظر بیفکنیم ؟و آیا بهتر نیست از اینگونه اتفاقات درسهایی را استخراج نماییم؟

باید دانست افراد ساده انگار و سطحی نگر در هنگام مواجهه با وقایع و رویدادهای مختلف از کنار آن به سادگی میگذرند و هیچ تاملی را بر خود متحمل نمیسازند.اما بالعکس افراد نکته سنج و درون نگر،سعی در استخراج معانی از رویدادها را دارند.حال اگر از دسته ی دوم هستیم نباید به سادگی از کنار این رکورد شکنی در سینما گذر کنیم و باید از دلایل موفقیت آن پند بگیریم.

براستی این فیلم بار چه مفهومی را به دوش میکشید که میلیونها نفر را به سالنهای تاریک سینما کشاند و مهمتر اینکه آنان را راضی از سالنهای سینما خارج نمود؟آیا از آنچنان مفهوم صقیل و پرباری برخوردار بود که توانست این رکورد شکنی را به انجام رساند؟متاسفانه پاسخ منفی است.اخراجیهای ۲فیلمی سطحی،ساده انگارانه،سرشار از نقایص محتوایی و تهی از مضامین بکر بود.پس راز موفقیت چیست؟پاسخ را شاید بتوان در سه عامل اصلی خلاصه نمود:صحبت به زبان عامه ی مردم،انگشت نهادن بر روی احساسات و استفاده از اصطلاحات عامه پسند.

اما این نوشتار بر آن نیست تا از موفقیت این فیلم(البته در فروش و جذب مخاطب)و علل آن سخن براند بلکه قصد آن دارد تا درسی از این موفقیت بگیرد.

فروش بالای این فیلم به روشنی نشان داد که افراد جامعه ی ما محتواگرا و معناگرا نبوده و تنها به سبک بیان مطالب و نحوه ی ارائه ی آن توجه دارند.این همان «رگ خوابی» است که مسئولان دولت نهم و در راس آن رئیس جمهور این دولت به آن دست یافته اند.با نگاه به علل موفقیت این فیلم میتوان علل موفقیت آقای احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری گذشته را تا حدودی استخراج نمود و همچنین به نظاره ی موفقیت او در انتخابات پیش رو نشست.

اینجاست که آن «شکاف فرهنگی» که برخی از روشنفکران جامعه ی ما از آن سخن میرانند به وضوح نمایان میشود.شکاف عمیقی که میان عامه ی مردم و روشنفکران و نخبگان کشور وجود دارد.مردم جامعه ی ما به دنبال کنکاش مسائل و رویدادها و تفکر در محتوای پیامها نیستند بلکه لقمه هایی زود هضم را میطلبند که به راحتی از پس آن بر بیایند.در این روزها نیز بیش از پیش شاهد سوء استفاده از این نقطه ضعف افراد جامعه توسط رادیو و تلویزیون دولتی ایران و همچنین در سخنان مسئولان نظام جمهوری اسلامی هستیم که این مسئولیت قشر روشنفکر و دلسوزان جامعه را بیش از پیش مضاعف مینماید.باشد که از این رویدادها پند گرفته و بر آن به شدت بیندیشند.

نوشته شده توسط سید عماد الدین ناجی در یکشنبه ششم اردیبهشت 1388 |